نقد فیلم

نقد فیلم مایکل؛ آیا پس از Leaving Neverland می‌توان مایکل جکسون را دوست داشت؟

فیلم «مایکل» با تصویر مردی آغاز می‌شود که پیش از ورود به صحنه ایستاده است؛ پشت سر او تاریکی است و پیش رویش جمعیتی که نامش را فریاد می‌زنند. هنوز حرکت نکرده، هنوز نخوانده، اما هزاران نفر برای دیدنش از خود بی‌خود شده‌اند. گویی او دیگر یک انسان نیست؛ چیزی است میان خدا، کودک، کالا […]

رمان خانم دالووی
معرفی کتاب

چرا خانم دالووی مهمانی می‌دهد؟ نقد و معرفی رمان خانم دالووی اثر ویرجینیا وولف

خانم دالووی گفت خودش گل‌ها را می‌خرد «خانم دالووی گفت خودش گل‌ها را می‌خرد.» ویرجینیا وولف رمانش را با جمله‌ای آغاز می‌کند که در نگاه اول تقریباً بیش از حد ساده به نظر می‌رسد. زنی می‌خواهد از خانه بیرون برود، در خیابان‌های لندن قدم بزند و برای مهمانی شب گل بخرد. نه حادثه‌ای بزرگ رخ

the hours
نقد فیلم

آنچه کلاریسا از ریچارد می‌خواست، ریچارد نبود؛ تحلیل لکانی فیلم ساعتها

کلاریسا واقعاً از ریچارد چه می‌خواست؟ کلاریسا صبح از خانه بیرون می‌آید تا برای مهمانی گل بخرد. قرار است شب، جمعی از دوستان برای بزرگداشت ریچارد دور هم جمع شوند؛ شاعری که جایزه گرفته، مردی که بیمار است و دوستی که کلاریسا سال‌هاست بخشی از زندگی خود را وقف مراقبت از او کرده است. در

پوستر فیلم ساعتها
نقد فیلم

بعد از مهمانی چه می‌ماند؟ تحلیل روان‌کاوانه فیلم «ساعت‌ها»؛ عشق، تنهایی و زنانی که در زمان گیر کرده‌اند

گل‌ها هنوز روی میز هستند. لیوان‌ها جمع نشده‌اند. بوی غذا در خانه مانده و صداهایی که تا چند دقیقه پیش اتاق‌ها را پُر کرده بودند، ناگهان جایشان را به سکوت داده‌اند. آدم‌ها رفته‌اند، لبخندها خاموش شده‌اند و آنچه باقی مانده، فقط چند ساعت کش‌دار است؛ ساعت‌هایی که دیگر نمی‌شود با حرف، موسیقی، وظیفه یا حضور

نقد فیلم

نقد فیلم زن در ریگ روان (Woman in the Dunes)؛ آیا انسان به اسارت عادت می‌کند یا برای آن معنا می‌سازد؟

بعضی فیلم‌ها را بعد از پایان تماشا می‌توان توضیح داد؛ می‌توان داستانشان را تعریف کرد، درباره شخصیت‌هایشان حرف زد و در نهایت به این نتیجه رسید که فیلم «درباره چه بود». اما فیلم‌هایی هم هستند که توضیح دادنشان از تماشای دوباره‌شان دشوارتر است. هر بار که به آن‌ها برمی‌گردیم، نه به این دلیل که داستان

نقد فیلم

وقتی گذشته لباس آینده می‌پوشد؛ خوانشی روانکاوانه از گتسبی بزرگ

«گتسبی بزرگ» از آن آثاری است که آدم فکر می‌کند درباره‌اش همه چیز گفته شده: رؤیای آمریکایی، ثروت، عشق ازدست‌رفته، فساد طبقه مرفه، مهمانی‌های پرزرق‌وبرق، چراغ سبز، و مردی که گذشته را مثل یک معبد شخصی بازسازی کرده است. بیشتر نقدهای معتبر هم همین مسیرها را رفته‌اند. بسیاری از تحلیل‌ها «گتسبی بزرگ» را نقدی بر

فیلم ارزش احساسی
نقد فیلم

نقد فیلم «ارزش احساسی» (Sentimental Value)

خانه‌هایی که ما را ترک نمی‌کنند؛ خوانشی روانکاوانه از تروما، حافظه و خانواده بعضی فیلم‌ها داستان تعریف می‌کنند و بعضی دیگر، چیزی را در ما بیدار می‌کنند که پیش از تماشای فیلم هم وجود داشته است، اما هنوز نامی برایش پیدا نکرده بودیم. «ارزش احساسی» از دسته دوم است. فیلمی که اگر بخواهیم آن را

پوستر فیلم صراط
نقد فیلم

صراط؛ وقتی بیرونِ سیستم هم از خشونت سیستم مصون نیست

به نظرم Sirât فیلمی درباره‌ی گم‌شدن یک دختر نیست؛ یا دست‌کم فقط درباره‌ی آن نیست. گم‌شدن دختر، نقطه‌ی شروع است؛ زخمی اولیه که روایت را به حرکت می‌اندازد. اما فیلم خیلی زود از سطح جست‌وجوی بیرونی عبور می‌کند و تبدیل می‌شود به پرسشی وجودی‌تر: وقتی چیزی یا کسی را از دست می‌دهیم، دقیقاً دنبال چه

پیمایش به بالا